ساو/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(ص.) خالص، ناب، بدون آمیختگی.(اِ.) خراج، باج.(اِ.) براده زر، ریزه زر.مترادفها و واژههای مرتبطباج، پاژ، خراج، مالیاتبراده طلاواژه قبلی: ساهیواژه بعدی: ساوآهن