ساچمه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ یا مِ) [ تر. ] = صاچمه: (اِ.) گلولهای ریز سربی مخصوص تفنگهای شکاری.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مَ یا مِ) [ تر. ] = صاچمه: (اِ.) گلولهای ریز سربی مخصوص تفنگهای شکاری.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ساچمه . [ م َ / م ِ ] (اِ) سرب مدور ریزه که عده ای در تفنگ ریزند زدن گنجشک و مانند آن را. صاچمه .چارپاره . این کلمه ظاهراً ترکی است از سانجمه . در ترکی گلوله های خرد که در توپ و بندوق انداخته میزنند بهندی چَهَرَّه گویند. (برهان ) (غیاث اللغات ) (آنندراج ). و رجوع به صاچمه شود. ◄ در مصطلحات نوشته : کیسه پر از فلوس که بجای گلوله در توپ گذارند تا بسیارکس از غنیم کشته شوند. (غیاث ) (برهان ) (آنندراج ) : ماهیچه ٔ نیزه بسیار است و بغرائی ساچمه خیلی درشت چاشنی . (نعمت خان عالی از آنندراج ).
مترادف و متضاد واژهدان
گلوله ریز سربی گوی پولادین
واژگان فارسی سره واژهدان
گلوله، سربک