ساکع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ساکع. [ ک ِ ] (ع ص ) مرد دور از جای و وطن خود.(منتهی الارب ) (آنندراج ). مرد غریب و بی خانمان . (شرح قاموس ). مرد غریب . (المنجد) (اقرب الموارد). دور افتاده از مسکن . دور از جای ِباش . جدا افتاده از وطن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ساکع. [ ک ِ ] (ع ص ) مرد دور از جای و وطن خود.(منتهی الارب ) (آنندراج ). مرد غریب و بی خانمان . (شرح قاموس ). مرد غریب . (المنجد) (اقرب الموارد). دور افتاده از مسکن . دور از جای ِباش . جدا افتاده از وطن .