ساکن شدن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
سکناگزیدن، جا گرفتن، مسکن گزیدن، اقامت کردن، متوطن شدن، مقیم شدن، مستقر شدن، استقراریافتن، ماندگار شدن ایستادن، متوقف شدن، بیحرکت ماندن آرام شدن، تسکین یافتن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
سکناگزیدن، جا گرفتن، مسکن گزیدن، اقامت کردن، متوطن شدن، مقیم شدن، مستقر شدن، استقراریافتن، ماندگار شدن ایستادن، متوقف شدن، بیحرکت ماندن آرام شدن، تسکین یافتن