سایح/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(یِ) [ ع. سائح ] (اِفا.) سیاحت کننده، جهانگرد.واژه قبلی: سایبانواژه بعدی: ساید