ساییده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ساییده . [ دَ / دِ ] (ن مف ) رجوع به ساییدن شود. ♦ پاردم ساییده، پاردم سابیده ؛ زرنگ . محنک . گرم و سرد دیده . گربز بی شرم .
مترادف و متضاد واژهدان
سابیده، سوده (متضاد: ناسوده، نساییده) کوبیده، نرم سوهانزده، سوهانخورده، صیقلی زدوده
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی