سبب سازی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سبب سازی . [ س َ ب َ ] (حامص مرکب ) عمل سبب ساز. وسیله سازی : از سبب سازیش من سودائیم وز سبب سوزیش سوفسطائیم . مولوی . در سبب سازیش سرگردان شدم در سبب سوزیش هم حیران شدم . مولوی . رجوع به سبب شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سبب سازی . [ س َ ب َ ] (حامص مرکب ) عمل سبب ساز. وسیله سازی : از سبب سازیش من سودائیم وز سبب سوزیش سوفسطائیم . مولوی . در سبب سازیش سرگردان شدم در سبب سوزیش هم حیران شدم . مولوی . رجوع به سبب شود.