سبز آخور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سبز آخور. [ س َ خُرْ ] (اِ مرکب ) آنجا که آب و گیاه بسیار باشد. کنایه از جایگاه نعمت فراخ و روزی گشاده . (گنجینه ٔ گنجوی ) : که او را شه چینیان داده بود ز سبز آخور چینیان زاده بود. نظامی . ◄ آنجا که مردم بیشتر تمتع برند. (مؤلف ). ◄ کنایه از آسمان . (آنندراج ). رجوع به سبز آخر شود.
سبزآخور. [ س َ خُرْ ] (ص مرکب ) مراد اسبانی اند که بطریق دعا و ثنا آنها را بسبزآخوران یاد کرده و میتوان گفت که اسبانی باشند که آنها را بر خوید بندند یا برای خوید دادن معین کنند. (آنندراج ) : طویله زدند آخور انگیختند بسبزآخوران بر علف ریختند . نظامی .