واژه جو

سبسب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سبسب . [ س َ س َ ] (ع ص، اِ) بیابان و زمین برابر و دور. (منتهی الارب ). مفازه و زمین مستوی و دور. (از اقرب الموارد): بلد سبسب ؛ شهر دور و دراز. (منتهی الارب ). ج، سَباسِب : چون صرصر و نکبا در سبسب و بیدا رفتن ساخت . (سندبادنامه ص ٥٨).

معنی سبسب | واژه جو