سبقت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(س قَ) [ ازع. ] (مص ل.) پیشی گرفتن، تقدم جستن. (?(سبق دادن (~. دَ) [ ع - فا. ] (مص م.) درس دادن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(س قَ) [ ازع. ] (مص ل.) پیشی گرفتن، تقدم جستن. (?(سبق دادن (~. دَ) [ ع - فا. ] (مص م.) درس دادن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سبقت . [ س ِ ق َ ] (از ع، مص ) از مصادر مجعول است و در زبان عربی بجای آن سبق استعمال کنند. (از مجله ٔ دانشکده ادبیات تبریز). پیشی گرفتن . (غیاث ). مبادرت . تبادر. پیشی .
مترادف و متضاد واژهدان
پیشدستی، پیشی، تقدم، مسابقه پیشی گرفتن
واژگان فارسی سره واژهدان
گذشتن، پیشیگرفتن، پیشی گرفتن، پیشی