سبل
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(سُ بُ) [ ع. ] (اِ.) جِ. سبیل ؛ راهها.
(سَ بَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- بارانی که از ابر برآمده و تا زمین نرسیده باشد. ۲- بینی. ۳- دشنام. ۴- خوشه، سنبل. ۵- پرده چشم که از ورم عروق چشم که در سطح ملتحمهاست واقع شود و بدان در پیش نظر غباری پدید آید. ۶- موی و رگهای سرخ که در چشم پدید آید.