سبیج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سبیج .[ س َ ] (معرب، اِ) شاماکچه . (منتهی الارب ). ◄ جامه ای است از صوف سیاه . (منتهی الارب ). بقیر. واصل آن بفارسی شبی است و آن پیراهن است . (از اقرب الموارد). رجوع به بقیر و المعرب جوالیقی ص ١٨٢ شود.
سبیج . [ س ِ ] (اِ) شپش (لهجه ٔ قزوین ).