ستان
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(سَ یا س) (ص.) به پشت خوابیده.
(~.) (اِ.) آستانه (در)، کفش کن.
(س) [ په. ] (پس.) ۱- پسوند مکان. الف - به اسم ذات پیوندد دال بر بسیاری و فراوانی دارد: بوستان، گلستان، نیستان. ب - به اسم معنی پیوندد و افاده محل کند:فرهنگستان، دادستان. ج - به اسم خاص پیوندد و افاده محل کند:بلوچستان، کردستان، افغانستان. ۲- پسوند زمان: تابستان، زمستان.