ستاه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ستاه . [ س ِ ] (اِ) مخفف ستاره باشد که بعربی کوکب گویند. (آنندراج ). مؤلف جهانگیری لفظ مذکور را مخفف ستاره هم ضبط کرده و این شعر ابوالفرج رونی را هم شاهد آورده : گشاده چشم بدیدار او زمین و زمان نهاده گوش بگفتار او سپهر و ستاه . لیکن در نسخه ٔ چ تهران دیوان ابوالفرج بجای ستاه «سپاه » نوشته و در تصحیح بجای سپهر و ستاه «سپید و سیاه » را صحیح دانسته، پس ستاه مخفف ستاره لفظی نیست . (فرهنگ نظام از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). ◄ نقره . ◄ سیم قلب و ناسره . ◄ نام پرده ای از موسیقی . (برهان ) (آنندراج ). ◄ سه تار. (شرفنامه ). ◄ سه عدد. (شرفنامه ).