ستاینده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ستاینده . [ س ِ ی َ دَ / دِ ] (نف ) مدح کننده و تعریف نماینده و مداح و ستایش کننده . (ناظم الاطباء). ستایشگر. (آنندراج ). حامد. (دهار). ثناگو : منم بنده ٔ اهل بیت نبی ستاینده ٔ خاک پای وصی . فردوسی . همه پیش فرزند او بنده ایم بزرگی ّ او را ستاینده ایم . فردوسی . بحکم آشکارا بحکمت نهفت ستاینده حیران از او وقت گفت . نظامی . گرچه بدین درگه پایندگان روی نهادند ستایندگان . نظامی .
فرهنگ طیفی واژهدان
هواخواه، مداح، مدیحهخوان، مدیحهسرا، مدیحهگو، ثناخوان، ستایشگر، هوادار آشنا، شناس، معرف، همکار تأییدکننده، مؤید، مجیزگو، مسئول روابط عمومی