ستای
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ستای . [ س ِ ] (نف مرخم ) ستاینده . (شرفنامه ) : منم کریم ستای و تویی حکیم نواز زهی سخا و سخن بر من و تو سهل وسلیم . سوزنی . ترکیب ها: ♦ خودستای . خویشتن ستای . مرده ستای . نیکی ستای . ◄ (اِ) سه عدد. (شرفنامه ).