ستمگاری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ستمگاری . [ س ِ ت َ ] (حامص مرکب ) عمل ستمگار : چار سالست کز ستمگاری داردم بیگنه بدین خواری . نظامی . بجز آن هر چه بینی از خواری باشد آن نوعی از ستمگاری . نظامی . رجوع به ستمکاری شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ستمگاری . [ س ِ ت َ ] (حامص مرکب ) عمل ستمگار : چار سالست کز ستمگاری داردم بیگنه بدین خواری . نظامی . بجز آن هر چه بینی از خواری باشد آن نوعی از ستمگاری . نظامی . رجوع به ستمکاری شود.