ستوان
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(سُ)<BR>۱- (ص مر.) استوار محکم.<BR>۲- امین.<BR>۳- (اِ.) درجهای است از درجات افسری.<br>
فرهنگ فارسی معین
(سُ) ۱- (ص مر.) استوار محکم. ۲- امین. ۳- (اِ.) درجهای است از درجات افسری.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ستوان . [ س ُت ْ ] (ص ) بمعنی استوار است که مضبوط باشد. ◄ محکم . ◄ معتمد و امین . ◄ باور داشتن . (آنندراج ) (برهان ).
ستوان . [ س ُت ْ ] (اِ) امروز بدرجه ٔ نظامی اطلاق شود که شامل سه رتبه است، ستوان یکم (نایب اول )، ستوان دوم (نایب دوم )، ستوان سوم (نایب سوم )، پائین تر از ستوان «استوار یکم » و بالاتراز ستوان یکم «سروان ». (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). ستوان دریایی، ناوبان . ستوان شهربانی، رسدبان .
مترادف و متضاد واژهدان
استوار، پابرجا، محکم نایب امین، معتمد