ستوه آوردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ستوه آوردن . [ س ُ وَدَ ] (مص مرکب ) عاجز کردن . زبون ساختن : سواران جنگی بر او بر گمار ستوه آورش هر سوی از کارزار. اسدی . مثال او را امتثال نمود و بر این موجب پیش گرفتند تا آن کافران را به ستوه آوردند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ).