ستیزهگر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ستیزه گر. [ س ِ زَ / زِ گ َ ] (ص مرکب ) عنید. (ملخص اللغات حسن خطیب ) (ترجمان القرآن ). ظالم . متعدی : گفت اگر مانم این ستیزه گر است گر کشم این حساب از آن بتر است . نظامی . غضب ستیزه گر و عقل قهرمان درخواب شتر گسسته مهار است و ساربان در خواب . صائب .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی