ستیهش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ستیهش . [ س ِ هَِ ] (اِمص ) لجاجت و ستیزندگی . (برهان ) (آنندراج ). جنگ و ستیزه . (غیاث ). اسم مصدر از ستیهیدن . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ) : ای از ستیهش تو همه مردمان به مست دعویت صعب و منکر و معنیت خام و سست . لبیبی . اندر ستیهش است بمن این زن مینازدی بچادر و شلوارش . ناصرخسرو.