سجده آوردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سجده آوردن . [ س َ / س ِ دَ /دِ وَ دَ ] (مص مرکب ) سجده کردن . سجود : صد هزاران بحر و ماهی در وجود سجده آرد پیش آن دریای جود. مولوی . او خدو انداخت بر رویی که ماه سجده آرد پیش او درسجده گاه . مثنوی . ◄ خاضع شدن . مطیع شدن : بزرگوار خدایی که طبع و دستش را همی نماز برد بحر و سجده آرد کان . انوری (از آنندراج ).