سجزی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سجزی . [ س َ ] (اِخ ) عبیداﷲبن سعیدبن حاتم الوائلی البکری . نزیل مصر بود. مردی متقن و مکثر و بصیر بحدیث و سنت بود. و بسیار سفر میکرد. ابوطاهر حافظ گوید: از حبّال پرسیدم که صوری حافظتر است یا سجزی، گفت سجزی از پنجاه کس چون صوری حافظتر است . او در محرم سنه ٔ ٤٤٤ هَ . ق . در گذشت . (حسن المحاضره ص ١٦٢).
سجزی . [ س َ ] (اِخ ) ابوالفرج . رجوع به ابوالفرج سگزی در همین لغت نامه و آتشکده ٔ آذر ص ٥٥ و ٨٣ شود.
سجزی . [ س َ ] (اِخ ) احمدبن ابراهیم بن محمد السجزی . رجوع به احمدبن ابراهیم ... شود.