سجل/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(س جِ) [ ع. ] (اِ.) ۱- دفتر احکام. ۲- حکم و فتوای قاضی.۳ - در فارسی به معنای شناسنامه.مترادفها و واژههای مرتبطشناسنامه، کارتشناساییپیماننامه، عهدنامهحکمنامه، فتوای قاضی، حکم محکمواژه قبلی: سجعواژه بعدی: سجل کردن