سجم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سجم . [ س َ ج َ ] (ع اِ) آب ظاهر و نمایان . (منتهی الارب ). آب . (اقرب الموارد). ◄ اشک . ◄ برگ بید. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
سجم . [ س َ ] (ع مص ) راندن ابر باران را. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ درنگ کردن در کاری و انقباض از آن . (از اقرب الموارد). ◄ راندن چشم اشک را. (منتهی الارب ) (آنندراج ). راندن اشک . (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ). ریختن اشک را. (از اقرب الموارد).