واژه جو

سحرساز

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سحرساز. [ س ِ ] (نف مرکب ) جادوگر. فسون ساز. (آنندراج ). ساحر. جادوگر. (ناظم الاطباء) : برون آمد ز پرده سحرسازی شش اندازی بجای شیشه بازی . نظامی .

معنی سحرساز | واژه جو