سحوح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سحوح . [ س ُ ] (ع مص ) روان شدن آب یا اشک یا باران از بالا بپائین . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ریخته شدن آب و باران . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ ریختن آب و جز آن را پی درپی و بسیار. (اقرب الموارد). ریختن آب . (منتهی الارب ). ◄ زدن تازیانه . (منتهی الارب ). ◄ نیک فربه شدن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
سحوح . [ س َ ] (ع ص ) ابر ریزان . (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء) (اقرب الموارد).