واژه جو

سحکوک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سحکوک . [ س َ / س ُ ] (ع ص ) شَعر سحکوک ؛ موی سیاه . (آنندراج ) (منتهی الارب ). شعر سحکوک ؛ شدید السواد. (اقرب الموارد).

معنی سحکوک | واژه جو