سحیق/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(سَ حِ) [ ع. ] (ص.) ۱- سوده، نرم شده. ۲- دور، دوردست.واژه قبلی: سحیواژه بعدی: سخ