سخاوی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سخاوی . [ س َ وی ی ] (اِخ ) محمدبن عبدالرحمن بن محمد، شمس الدین سخاوی (٨٣١ - ٩٠٢ هَ . ق .). مورخ و عالم به حدیث و تفسیر و ادب، و از سخا (از قراء) مصر است و در قاهره متولد شد و بمکه در گذشت . در شهرها مدتی دراز بسیاحت پرداخت و در حدود دویست کتاب تصنیف کرد، مشهورترین آنها عبارتند: الضوء اللامع فی اعیان القرن التاسع در حدود شش هزار صفحه است و شرح حال خود را در آن در بیست و سه صفحه نوشته است . سفر السعادة. التبرا لمسبوک ذیل تاریخ المقریزی که قسمتی از آن طبع شده . الذیل علی دول الاسلام للذهبی . الشافی من الالم فی وفیات الامم در قرن هشتم و نهم . تاریخ المدینتین . تاریخ المحیط طبقات المالکیة. تلخیص تاریخ الیمن . الذیل علی طبقات القراء لابن حجر. الاعلان بالتوبیخ لمن ذم اهل التواریخ . تلخیص طبقات القراء. الرحلة الاسکندریة. الرحلة الحلبیة.الرحلة المکیة. الغایة فی شرح الهدایة. عمدة القاری و السامع در حدیث . المقاصد الحسنة. تحفة الاحباب در مزارات و تراجم، و غیرذلک . (الاعلام زرکلی ج ٣ ص ٩١٦).و رجوع به نور السافر ص ١٦ و معجم المطبوعات شود.
سخاوی . [ س َ وی ی ] (اِخ ) محمدبن احمدبن ابی العبد القصبی السخاوی المالکی . او راست : تخمیس طی البردة و تلخیص نشر الوردة. (معجم المطبوعات ).
سخاوی . [ س َ وی ی ] (اِخ ) علی بن محمدبن عبدالصمدبن عبدالاحدبن عبدالغالب همدانی ملقب به علم الدین سخاوی مصری نحوی مقری . در قاهره شاگرد ابومحمد قاسم شاطبی مقری بود و علم قراآت و نحو ولغت را نزد او آموخت، از ابوالجود غیاث بن فارس بن مکی مقری ادب فرا گرفت و در اسکندریه از سلفی و ابن عوف و بمصر از بوصیری و ابن یاسین . سپس به شهر دمشق شدو بدانجا سرآمد علماء وقت گردید، و مردمان را در حق او اعتقادی عظیم بود. ابن خلکان او را در دمشق دیده است . وفات او بدمشق در جمادی الاَّخر سال ٦٤٣ هَ . ق .است و گویند هنگام وفات به ابیات ذیل ترنم میکرد: قالوا غداناتی دیار الحمی و ینزل الرکب بمغناهم و کل من کان محبالهم اصبح مسروراً بلقیاهم قلت قلی ذنب فما حیلتی بأی ّ وجه اتلقاهم قالوا اء لیس العفو من شأنهم لاسیما عمن ترجاهم . و مولد او در شهر سخا در غربیه از اعمال مصر بسال ٥٥٨ بود. و قیاس در نسبت به سخا، سخوی است لکن مشهور سخاوی است . او راست : هدایة المرتاب و غایة الحفاظو الطلاب . منظومة فی متشابه کلمات القرآن مرتبة علی حروف : ١ - مرتبة علی حروف معجم . ٢ - شرح مفصل . ٣ - سفرالسعادة. ٤ - شرح الشاطبیة. ٥ - «الکوکب الوقادة» فی اصول الدین . ٦ - الجواهر المکللة فی حدیث . (الاعلام زرکلی ج ٢ ص ٦٩٤). رجوع به معجم المطبوعات و روضات الجنات ص ٤٩٢ و عیون الانباء شود.