سخت جوشی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سخت جوشی . [ س َ ] (حامص مرکب ) برندگی : آهنی شد چو سخت جوشی کرد لشکر ترک سست کوشی کرد. نظامی (هفت پیکر چ وحید ص ١٢٦).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سخت جوشی . [ س َ ] (حامص مرکب ) برندگی : آهنی شد چو سخت جوشی کرد لشکر ترک سست کوشی کرد. نظامی (هفت پیکر چ وحید ص ١٢٦).