سخت رو
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (ص مر.)<BR>۱- ترشرو، بَداخم.<BR>۲- زشت.<BR>۳- گستاخ، بی شرم.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) (ص مر.) ۱- ترشرو، بَداخم. ۲- زشت. ۳- گستاخ، بی شرم.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سخت رو. [ س َ ] (ص مرکب ) سخت روی . کنایه از مردم درشت و ناهموار. (آنندراج ) : جوان سخت رو در راه باید که با پیران بی قوت بیاید. سعدی .