سخت لگام
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. لِ) (ص مر.) سرکش.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. لِ) (ص مر.) سرکش.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سخت لگام . [ س َ ل ِ ](ص مرکب ) کنایه از مردم گردنکش باشد یعنی کسانی که سر به اطاعت فرود نمیآرند. (برهان ). کنایه از مرکب سرکش . (آنندراج ). گردن کش . سرکش . ناآرام . (شرفنامه ).