سخت گرفتن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
گیر دادن، امان کسی را بریدن، پیچاندن، درتنگنا قرار دادن، قانون را برقرار کردن، انضباط کردن، آزاد نگذاشتن، زندانی کردن، فرونشاندن دشمن تراشیدن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
گیر دادن، امان کسی را بریدن، پیچاندن، درتنگنا قرار دادن، قانون را برقرار کردن، انضباط کردن، آزاد نگذاشتن، زندانی کردن، فرونشاندن دشمن تراشیدن