سختن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(سَ تَ) (مص م.)سنجیدن، وزن کردن.واژه قبلی: سخت کوشواژه بعدی: سخته