سخلة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سخلة. [ س َ ل َ ] (ع اِ) بره و بزغاله ٔ نوزاده، نر باشد یا ماده . ج، سَخْل، سِخال، سُخْلان . (منتهی الارب ) (آنندراج ). بچه ٔ گوسفند در آن وقت که بزاید، نر و ماده یکسان بود. سخال جمع آن است . (مهذب الاسماء) : بچه ٔ گوسفند چون از مادر بر زمین افتد اگر میش باشد و اگر از بز و اگر از نر باشد و اگرماده آن را سخله و بهمه گویند. (تاریخ قم ص ١٧٨).