واژه جو

سخن زن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سخن زن . [ س ُ خ َ زَ ] (نف مرکب ) شاعر. (انجمن آرا) (آنندراج ). کنایه از شاعر و قصه خوان و سخن گزار. (برهان ). ◄ سخن فهم . (برهان ). صاحب فهم . (آنندراج )(انجمن آرا). ◄ افترا کننده . (برهان ).

معنی سخن زن | واژه جو