سخن نیوش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سخن نیوش . [ س ُ خ َ ] (نف مرکب ) سخن شنو. شنونده . مقابل کر و ناشنوا : ماهی به روی لیکن ماه سخن نیوشی سروی به قد ولیکن سرو سخن سرایی . فرخی . تا از برای گفت و شنود است خلق را گوش سخن نیوش و زبان سخن گزار. سوزنی .