سخن پیرای
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سخن پیرای . [ س ُ خَم ْ ] (نف مرکب ) آنکه سخن را تهذیب کند. فصیح . شیوا. بلیغ : در خجالت باشد از طبع سخن پیرای خویش تا خوش آید یا نیاید شعر او بر شیخ و شاب . سوزنی . چیست زرّ و گل به دست الا که خارپای عقل صید خاری کی شود عقل سخن پیرای من . خاقانی . گر بسیط خاک راچون من سخن پیرای هست اصلم آتش دان و فرعم کفر و پیوندم زنا. خاقانی .