واژه جو

سخن پیشه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سخن پیشه . [ س ُ خَم ْ ش َ / ش ِ ] (ص مرکب ) سخنور. ماهر در سخنرانی . خطیب : در دست سخن پیشه یکی شهره درخت است بی بار ز دیدار و همی ریزد از او بار. ناصرخسرو. آنجا که سخن خیزد از چند و چه و چون دانای سخن پیشه بخندد زاقوالش . ناصرخسرو.

معنی سخن پیشه | واژه جو