واژه‌جو

سخن گستردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سخن گستردن . [ س ُ خ َ گ ُ ت َ دَ ] (مص مرکب ) بیان کردن بشرح و بسط. (آنندراج ) : خشم گیری جنگ جویی چون بمانی ازجواب خشم یکسو نه سخن گسترکه شهر آوار نیست . ناصرخسرو. به اندازه باید سخن گسترید گزاف سخن را نباید شنید. نظامی (از آنندراج ).

معنی سخن گستردن | واژه‌جو