واژه جو

سخندار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سخندار. [س ُ خ َ ] (نف مرکب ) رازدار. سِرنگاهدار : راز دل من یکسره یا بی همه با او زیرا بس امین است و سخندار و بی آزار. ناصرخسرو.

معنی سخندار | واژه جو