سدوس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سدوس . [ س َ ] (ع اِ) نیله است که عصاره ٔ نیل باشد، و آن چیزی است که بدان چیزها رنگ کنند. (برهان ). نیلج است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). نیل و نیله . ◄ چادر سبز. (آنندراج ) (منتهی الارب ). ◄ طیلسان . (مهذب الاسماء).
سدوس . [ س َ ] (اِخ ) شعبه ای از قبیله ٔ حنیکه منشعب از بنی اشعر. (تاریخ قم ص ٢٨٣).
سدوس . [ س ُ ] (اِخ ) ابن اصمع. جدی جاهلی است . فرزندانش بطنی از قبیله ٔ طی طایفه ٔ قحطانیه اند. (اعلام زرکلی ج ١ ص ٣٥٩).