سد
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(سَ دّ) [ ع. ] ۱- (مص م.) بستن. ۲- (اِ.) بند، حایل میان دو چیز. ۳- دیواری که برای جلوگیری از سیل یا ذخیره کردن آب میسازند. ؛ ~ سکندر کنایه از: سد یا مانع استوار و محکم.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(سَ دّ) [ ع. ] ۱- (مص م.) بستن. ۲- (اِ.) بند، حایل میان دو چیز. ۳- دیواری که برای جلوگیری از سیل یا ذخیره کردن آب میسازند. ؛ ~ سکندر کنایه از: سد یا مانع استوار و محکم.