سر بر سر کسی داشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سر بر سر کسی داشتن . [ س َ ب َس َ رِ ک َ ت َ ] (مص مرکب ) پیچش و آویزش و خصومت کردن . (آنندراج ). سر جنگ داشتن . بستیز بودن : با تنک حوصله کارش زخردمندی نیست چشم ما بیهده سر بر سر دریا دارد. میر جدلی خوانسالاری (از آنندراج ).