سر برداشتن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. بَ تَ)(مص ل.) قیام کردن، شورش کردن.مترادفها و واژههای مرتبطسربلند کردناعتراض کردن، معترض شدنبلند شدن، برخاستن، بیدار شدنواژه قبلی: سر بر کردنواژه بعدی: سر بردن