سر در آوردن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
پیبردن، دریافتن، درک کردن، وقوف یافتن آگاهشدن، اطلاع حاصل کردن، واقف شدن، مطلعشدن متوجه شدن، ملتفت شدن، فهمیدن ظاهر شدن، پیدا شدن، بیرون آمدن، خارج شدن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
پیبردن، دریافتن، درک کردن، وقوف یافتن آگاهشدن، اطلاع حاصل کردن، واقف شدن، مطلعشدن متوجه شدن، ملتفت شدن، فهمیدن ظاهر شدن، پیدا شدن، بیرون آمدن، خارج شدن