سر درآوردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. دَ وَ یا وُ دَ) (مص ل.) (عا.) پی بردن، باخبر شدن.مترادفها و واژههای مرتبطپیبردن، دریافتن، درک کردن، وقوف یافتنآگاهشدن، اطلاع حاصل کردن، واقف شدن، مطلعشدنمتوجه شدن، ملتفت شدن، فهمیدنواژه قبلی: سر خوردنواژه بعدی: سر دواندن