سر رفتن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ طیفی واژهدانفرهنگ طیفی واژهدانبهبیرون جریان یافتن، سرریز شدن، فوران کردن، غلیان کردن، جوشیدن، بالا زدن اشک ریختنمترادفها و واژههای مرتبطلبریز شدن(مایع جوشان)به پایان رسیدن، تمام شدنبیتاب شدن، کمطاقت شدنواژه قبلی: سرواژه بعدی: سر عقل آوردن