سر زدن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
روییدن، سبزشدن، سر برآوردن برآمدن، طلوع کردن، بردمیدن (متضاد: افول کردن، غروب کردن) دیدن کردن، بازدید کردن ناگهانی به جایی واردشدن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
روییدن، سبزشدن، سر برآوردن برآمدن، طلوع کردن، بردمیدن (متضاد: افول کردن، غروب کردن) دیدن کردن، بازدید کردن ناگهانی به جایی واردشدن